حقوق در جامعـــه شناسي

حقوق جمع حق و حق عبارت است از امتيازي كه شخص در جامعه دارا است حق در جامعه ناشي از قانون و قرارداد در عرف وعادت مي باشد .

بسياري از حقوقي كه در جامعه دارا باشند منشا قانوني دارد قرارداد در صورتي كه مخالف صريح قانون نباشد معتبرند.

مادّه ده : قانون مدني:قراردادهاي خصوصي نسبت به كساني كه ان را منعقد نموده اند در صورتي كه مخالف صريح قانون نباشد نافذ است.

حق عبارت است از تجزيه و تحليل و بررسي و شناخت قوانين.

حقوق عبارت  است از سيستم حقوقي ومنظور از سيستم حقوقي مجموع قواعد و مقرراتي است كه در جامعه معين و دوره تاريخي معين بر روابط افراد حاكم است

به عنوان نمونه :مسئله ارث: ارث در ايران ارث پسر در برابر دختر است ولي در فرانسه ارث پسر و دختر يكسان است منظور سيستم حقوق فرانسه و سيستم حقوق اسلام است .

معني حقوق يك اصطلاح حقوق اداري است يعني حق الزحمه يا حق السعي كه يك كارمند دولت ويا يك كارگر معمولاٌ بصورت ماهانه در مقابل يك ماه كار دريافت مي كند .

حقوق در عرف به مجموع دريافتي شخص در ماه اعم از اصل حقوق فوق العاده و يا ساير مزايا گفته شده است و از نظر اداري حقوق منحصراٌ شامل دريافتي مشخص كه از حاصل ضرب حقوق رتبه يا گروه در پايه ي او حاصل شده است .

جنبه هاي مختلف حقوق

1 ) از نظر تاريخي چگونگي پيدايش سير و تحول و تكامل آنها پرداخته است .

2 ) از نظر جامعه شناسي : تحقيق در عوامل اجتماعي كه منحصر به شناخت يك حق و تصويب قانوني در آن زمينه ي شده است .

3) از نظر حقوق و قضايي

4) از نظر حقوق تطبيقي : سيستم هاي مختلف حقوقي و قوانين كشورهاي مختلف با يكديگر مقايسه شده است .

اصطلاحات جامه شناسي و جامعه شناس

اين اصطلاحات غالباٌ به صورت نادرست به كار برده مي شوند در اينجا بايد بگوييم جامعه شناسي چه چيزهايي نمي باشند .

جامعه شناسي به عنوان يك رشته ي علمي فلسفه اجتماعي نيست و نظامي از ارزشها نمي باشد كه به مردم بگويد چگونه بايد خودشان را سازمان دهند و چه رفتاري داشته باشد جامعه شناس در واقع مي كوشد تا آنجا كه ممكن است اين نكته را به دقّت و به گونه اي عيني توصيف كند كه انسان چرا و چگونه با يكديگر رابطه دارنئ .

يك جامعه شناس ممكن است درباره ي چگونگي سازمان داران جامعه اش و يا رفتار مناسب برخي از اعضاي جامعه احساسات و اعتقادهاي نيرومند ي داشته باشد امّا اين اعتقادات و احساسات نيستند كه از او يك جامعه شناس مي سازد بك جامعه شناس حرفه اي بايد اشكال زندگي گروهي مانند

« خانواده ها طبقات يا اجتماعات و فراورده هاي آنها مانند ارزش ها سنّت  و رسوم را گرايش و تحليل عيني كند .»

منابع جامعه شناسي

يك نوع شيوه جواب به مسا له جهان بوده است و براي رسيدن به نتيجه گيري هاي درست روشهاي منطقي و منظم به كار برده شده است عقل سليم به روشهاي روزمره اي اطلاق شده است كه از نسلي به نسل ديگر منتقل مي يابد انچه كه براي شخص عقل

سليم است ميتواند براي شخص ديگر نا معقول به نظرآيد

آنچه كه عقل سليم خوانده شده هر گز در معرض ازمون و تحليل علمي قرار نگرفته است و اگر برخي از اين باورداشت ها به ازمون علمي كشيده شده باشد ثابت شده كه معتبر و قبول شدني هستندتهقيق جامعه شناختي ثابت كرده است كه يكايك اين پنداشت هاي عقل سليم نادرست اند جوانان طبقه متوسط كمتر از جوانان طبقه پايين مستعد بزهكاري اند در دوره جنگ جهاني دوم سربازان سفيد پوست بيشتر از سربازان سيا هپوست اشتياق داشتند كه درجه دار شوند بيشتر دريافت كنند گان حق بيمه بيكاري اگر واقعا مي خواستند مي توانستند كاري براي خودشان بيابند ادراك شهودي يك دانش غريزي است اين ادراك غالبا مبتني است بر اطلاعات نيمه موثق و منابع هم ادراك شهودي و هم عقل سليم در جامعه شناسي به عنوان يك علم كه در روش بررسي مورد نظر است :

شواهد تحقيق پذير

شرايط كنترل شده جامعه شناس بايد توصيف هاي درست و دقيقي از داده هاي تحت بررسي اش به دست بدهد بايد طرح منطقي براي گرد اوري داده ها در دست داشته باشد و روش هاي گرد اوري داده ها و يافته هايش را بايد به دقت مشخص كند

فرض كنيد كه يك جامعه شناس بخواهد تا ثير كاربرد دو پليس گشت را به جاي يك پليس گشت مورد بررسي قرار دهد در يك چنين بررسي همه شرايط بايد بدون تغيير باقي بمانند تنها تغييري كه بايد پيش بيايد استفاده از يك پليس اضافي است مشا هدات علمي بايد كه بوسيله مشا هده گران تعليم ديده انجام گيرد زيرا مشاهده گر تعليم نديده ممكن است مشا هداتش را درست بيان نكند جامعه شناس بايد در ارزيا بي مشاهدات گزارش شده بايد سطح اموزش و پختگي مشاهده گر و درجه تخصص و سوابق اموزشي او را درست بشناسد

روش تحقيق علمي در جامعه شناسي صورت بندي يك فرضيه پس از تعيين مسئله مورد بررسي و پيش از بررسي هاي علمي ان بايد يك تفسير نظري بر پايه واقعيت هاي موجود به دست داده شود فرضيه هاي علمي را ميتوان به ازمون كشيد و با شواهد تجربي تصديق يا ردشان كرد طرح پژوهشي :يك جامعه شناس در صورت بندي طرح پژوهشي اش بايد انچه را كه مي خواهد مورد بررسي و تحليل قرارداد از پيش روشن كند

گرد اوري داده ها :بر پايه طرح پژوهشي بايد همه داده هاي ضروري گرد اوري شوند

تحليل واژه ها :در يك تحليل علمي بايد داده هاي شده طبقه بندي و جلو بندي شوند و مقا يسه هاي ضروري انجام گيرد پس از برداشتن گام هاي ياد شده جامعه شناس بايد مشخص كند كه ايا فرضيه اوليه اش تصديق است يا نه جامعه شناسي جوانترين رشته اجتماعي است اين واژه را در سال 1838اگوست كنت فرانسوي در كتاب فلسفه اثبا تي اش بدعت گذاشته كنت را عموما بنيا نگذار جامعه شناسي ميداند او معتقد بود كه علم جامعه شناسي بايد بر پايه مشاهده منظم و طبقه بندي استوار گردد هربرت اسپنسر انگليسي در سال 1876 نظريه تكامل اجتماعي را تحول بخشيد كه پس از پذيرش و رد اوليه اكنون به صورت تعديل شده دوباره پذيرفته شده است.اسپنسر نظريه تكاملي داروين را مورد جوامع بشري به كار بسته بود لستر وارد امريكايي كتاب جامعه شناسي پويا را در سال 1883 منتشر كرد« اميل دوركيم» در سال 1895 كتاب قواعد روش جامعه شناسي  را منتشر كرد ودر آن روشي را كه در بررسي ماندگارش از خودكشي در گروه هاي گوناگون به عمل آورده بود و «دوركيم» از پيشگامان تحوّل جامعه شناسي است .«ماكس وبر» معتقد بود كه روش هاي علم و طبي را نمي توان دربارهي مسايل صور بررسي در علوم اجتماعي به «كارست روس» جامعه شناس در دهه ي 1890 در بسياري از دانشگاهها ارائه شد در سال 1895 مجله امريكايي جامعه شناسي انتشاراتش را آغاز كرد و در 1905 از انجمن جامعه شناسي آمريكا بنيان گذاشته شد .

تعريف فرهنگ

فرهنگ را مي توان به عنوان مجموع ويژگي هاي رفتاري و عقيدتي اكتسابي اعضاي  يك جامعه خاص تعريف كرد واژه تعيين كننده در اين تعريف واژه اكتسابي است كه فرهنگ را از رفتارهاي كريستم وراثت زيست شناختي است متمايز مي سازد .

حق وحقوق

حق عبارت است از : امتيازي كه شخص در جامعه دارا مي باشد در جامعه ناشي از قانون -قرارداد- عرف و عادت باشد قانون متحمن امر ونهي و موبر حق و تكليف براي مسئولين آنها هستند .

حقوق عبارت است از : علم تجزيه و تحليل و بررسي و شناخت و قوانين نيز مانند بسياري از پديده هاي اجتماعي ديگر داراي ضوابط اصول و قواعد مخصوص به خود مي باشند كه بايد با توجّه به انها وضع شناخته و اجرا گردد و اين امر مستلزم تخصص و تحصيلات مخصوص در اين رشته مي باشد سيستم حقوقي است منظور از سيستم حقوقي مجموع قواعد مقرراتي است كه در جامعه تعيين ودر دوره ي تاريخي معيّن بر روابط مردم حاكم است .

عوامل و ريشه هايي كه در يك جامعه معيّن در بين يك دست منجر به شناخت حقوق مخصوص شده است ممكن است در جامعه ديگري بوده در نتيجه درآنها شكل گيري ديگري از حقوق فرا گرفته باشد.

حق داراي معني ديگري است كه در حقيقت يك اصطلاح حقوق اداري است حقوق در لين معني حق الزحمه يا حق السعي كه يك كارمند و يا يك كارگر معمولاً بصورت ماهانه در مقابل يك ماه دريافت ميكند .

در عرف حقوق به مجموع دريافتي شخص در ماه از اصل حقوق فوق العاده و ساير مزايا گفته شده است در حاليكه از نظر حقوق منحصراً شامل دريافتي شخص كه حاصل ضرب حقوق رتبه يا گروه در پايه ي او حاصل مي گردد يا به عبارت متعارف فقط اصل حقوق مي شود و يا ساير فوق العاده و يا ساير مزايا هركدام داراي  عنوان خاص و مشمول مقررات خاص هستند .

حقوق درعرف

مجموع دريافتي شخص در ماه اعم از اصل حقوق فوق العاده و يا ساير مزايا گفته شده است و از نظر اداري حق منحصراً شامل دريافتي شخص كه از حاصل ضرب حقوق رتبه يا گروه در پايه ي او حاصل مي گردد.

 

جنبه هاي مختلف حقوق

1 ) از نظر تاريخي به چگونگي پيدايش سير و تكامل آنها مي پردازد .

2 ) از نظر جامعه شناسي تحقيق در عوامل اجتماعي كه منجر به شناخت يك حق و تصويب قانوني در آن زمينه شده ايت .

از نظر حقوقي قضايي:

از نظر حقوق تطبيقي سيستم هاي مختلف حقوق و قوانين كشورهاي مختلف با يكديگر مقايسه شده است مباني حقوق زاييده اجتماع است و در وراثت قدرتي كه نمايندگي جامعه يك دست مجموع مركب از مردمي كه در قلمرو معيّن زيستند و وجوه مشتركي با يكديگر داشته اند حكومت كرده اساس حكومت تدارهي جامعه است .

حكومت : سلطه به معناي قدرت نامحدود    اراده : قرار دادن هر چيزي در جامعه در جاي خود و برقراري ارتباط صحيح بين آنها .

منشا حقوق : حقوق فطري   حقوق تحقيقي    ضمانت اجرايي

طرفداران مكتب حقوق فطري در برابر احكام غير عادلانه حاكم را جايز مي داند زيرا به خلاف فطرت انساني و عدالت است

مكتب حقوق فطري اراده جامعه به دو گروه تقسيم شده :

الف)طبقه حاكم   ب)طبقه فرمانبردار

رابطه حاكم و ملت از نظر توجيه لزوم اطلاعات يه سه گروه :

1 ) دوره جاهليت ترس مطلق غريزي

2 ) دوره تشكيل

3 ) دوره انديشمندي

تقسيم مشود .

ترس مطل  اطاعت محض بي چون وچرا ندارد اطاعت از حاكم دليل دارد و اين دليل منطقي و عادلانه باشدمكتب حقوق فطري بازتابي است در مقابل تجاوز و خودسري و خودكامي حكّام.

منشا حقوق از نظر درس كليات

«حقوق فطري»«حقوق تحقيقي»

حقوق فطري : اطاعت از حقوق و قانون

حقوق تحقيقي : ضمانت اجرايي

طرفداران مكتب حقوق فطري مقاومت در برابر احكام غير عادلانه حاكم را جايز مي داند زيرا به خلاف فطرت انساني و علامت است .

از اولين كساني كه حقوق فطري توجه داشته اند از فلسفه يونان سقراط و افلاطون و ارسطو.

سقراط : حقوق موضوعه

حقوق طبيعي ارسطو : فطرت

از علماي مسيحي «سنت اگوستن» و «سنت توماس لامحن» از پيروان حقوق الهي اند از علماي اواخر قرن چهارم و اوتيل قرن پنجم ميلادي.

سنت توماس لامحن قوانين را به سه دسته : قوانين الهي_قوانين فطري_قوانين موضوعه بشري.

                                                                                              نظر علماي اسلام در مورد حقوق فطري

معتقد به حقوق فطري بوده اند دين اسلام يك حقوق فطري و اصول اسلام بر مبناي فطرت آدمي بنا شده است اعتقاد به نبوت : يعني ضرورت ارسال رسل و اعزام پيامبران.

اعتقاد به معاد : امري طبيعي و فطري است و روز حسابرسي و روز قيامت

حقوق فطري بوسيله ي فلاسفه يونان بيان شده است و بوسيله ي دانشمندان روحي شرح و بسط شده است .

«هرگوگورسيوس هلندي» «پورفندرف آلماني» «ژان ژاك روسوورگارت فرانسوي» و«جان لاك انگليسي» به توجيه حقوق فطري پرداخته اند.

براي حقوق فطري مبدا الهي و مذهبي قايل شده اند هدف از حقوق فطري تامين ازاديها و حفظ حقوق افراد و شخصيت دادن به انها در جامعه  عقد اجتماعي از ژان ژاك روسو معتقد به يك نوع قرارداد اجتماعي است كه بايد ضامن حقوق و ازاديهاي فردي در اجتماع باشد

نظر افلاطون در مورد عدالت حقوق

حقوق يك پديده اجتماعي است و نتيجه قهر اجتماعي بشر حقوق دان در حقيقت حقوق شناس است هنر او در شناخت و كشف و گرد اوري و دسته بندي قواعد حقوق است قانون به وسيله مقنن وضع شده است

ازجمله دانش منداني كه مكتي تاريخي رامورد اتقاد قرار داده اند «ايرنيگ» دانشمند آلماني و«ريپر»حقوقدان فرانسوي ظهور مكتب تحقيق در موردتوجيه منشا حقوق در حقيقت تحول بزرگي در سيستم فكري بشر است .

از بزرگترين قدرتهايي كه بشر به وضع آن رفع نيازهاي خود را ميكند عقل است