تعریف حقوق تجارت
حقوق تجارت عبارتست از مجموعه قوانین و مقررات حاکم بر اعمال تجاری و تجار
حقوق تجارت = حقوق اعمال تجاری + حقوق تجار

ماده 2 : معاملات تجاری از قرار 10 بند ذیل است.

بند یک ماده 2: خرید یا تحصیل هر نوع مال منقول به قصد فروش یا اجاره، اعم از اینکه تصرفاتی در آن شده یا نشده باشد.

قصد فروش یا اجاره آنچه خریداری یا تحصیل می شود باید به هنگام خرید یا تحصیل وجود داشته باشد.
- هر چند در حقوق ابزاری برای احراز قصد واقعی وجود ندارد ولی می توان از شواهد قرائن وامارات به آن پی برد.
- خرید یا تحصیل به قصد فروش یا اجاره عمل تجارتی ذاتی است ولی فروش یا اجاره ازاعمال تجارتی تبعی است.
- با آوردن قید منقول برای مال نتیجه می شود که خرید یا تحصیل مال غیر منقول هر چند به قصد فروش یا اجازه باشد تجارتی نیست.
- طبق قانون تملک آپارتمانها اعمال شرکتهایی که به قصد ساختمان خانه و آپارتمان و محل کسب تشکیل می شوند در زمره اعمال تجارتی می باشند.

--------
بندهای 2- 5- 6 ماده 2 : تصدی به ترتیب حمل و نقل- عملیات حراجی- هر قسم نمایشگاههای عمومی

تعریف تصدی : تصدی وقتی استفاده می شود که کاری در قالب یک سازمان، موسسه، بنگاه،تشکیلات و تعدادی کارمند و ... انجام گیرد.کسی که مسئولیت این تشکیلات را بر عهده دارد تاجر است.

تصدی به حمل و نقل ( بند2 )
حمل و نقل لازمه تجارت است.
حمل و نقل دارای اقسام متنوعی است که هر قسم برای خود مقررات خاصی دارد.
حمل و نقل ممکن است داخلی یا بین المللی باشد.
حمل و نقل ممکن است از طریق خشکی، دریا یا هوا باشد.
حمل و نقل ممکن است از راه خشکی، جاده ای یا ریلی باشد.
حمل و نقل ممکن است ترکیبی باشد.
حمل و نقل ممکن است مربوط به نقل و انتقال کالا یا مسافر باشد.
مقررات قرار داد حمل و نقل در قانون تجارت از ماده ٣٧٧ تا ٣٩۴ پیش بینی شده است.
در قانون مدنی تصدی به حمل و نقل از انواع اجاره شمرده شده است ولی در قانون تجارت از اقسام وکالت است.
تعریف متصدی حمل و نقل : طبق ماده ٣٧٧ قانون تجارت متصدی حمل و نقل کسی است که در مقابل اجرت حمل اشیاء را به عهده می گیرد.
***نکته: بدیهی است هدایت کننده وسیله حمل و نقل مانند راننده یا خلبان مورد نظر قانونگذار نبوده است.
تصدی به عملیات حراجی ( بند 5 )
متصدی حراج کسی است که کالا را به بالاترین قیمت پیشنهادی در محل حراج میفروشد. اگر اموال فروشی از آن خود متصدی باشد مشمول بندیک ماده ٢ می شود پس به نظر می رسد منظور قانونگذار فرضی است که اموال به متصدی حراج تعلق ندارد.
***نکته: تفاوت حراج با مزایده
حراج فی المجلس و به طور شفاهی انجام میگیرد در حالی که مزایده کتبی است.
این عمل تجارتی به عنوان یک شغل معمولی در ایران رایج نیست.

تصدی به هر قسم نمایشگاه عمومی ( بند 6 )
نمایشگاه به محلی گفته می شود که اثری هنری، تاریخی، طبیعی، فرهنگی، صنعتی و ... در معرض بازدید علاقمندان قرار می گیرد.
درآمد متصدی نمایشگاه معمولاً از محل فروش بلیط برای بازدید است.
***نکته: کسی که آثارش به نمایش درآمده تاجر نیست.
اماکنی مانند سینما، سیرک، تئاتر و ... نمایشگاه محسوب می شوند.
***نکته: منظور از نمایشگاه عمومی یعنی نمایشگاهی که اختصاص به صنف یا قشرخاصی نداشته و همگان امکان بازدید از آن را داشته باشند.

--------

بند 3 ماده 2: هرقسم عملیات دلالی یا حق العمل کاری ( کمیسیون ) و یا عاملی و همچنین تصدی به هرنوع تاسیساتی که برای انجام بعضی امور ایجاد میشود از قبیل تسهیل معاملات ملکی یا پیدا کردن خدمه و یا تهیه و رساندن ملزومات و غیره.

دلالی
مقررات مربوط به دلالی در قانون تجارت از ماده ٣٣۵ تا ٣۵۶ آمده است.
علاوه بر قانون تجارت، دلالی دارای قانون مستقلی تحت عنوان "قانون راجع بهدلالان" مصوب ١٣١٧ و آیین نامه های مربوط به آنست.
تعریف دلال : طبق ماده ٣٣۵ قانون تجارت دلال کسی است که در مقابل اجرت واسطه انجام معاملاتیشده یا برای کسی که می خواهد معاملاتی نماید طرف معامله پیدا می کند.
دلال میان طرفین معامله نقش واسطه را ایفا نموده و خود در انعقاد معامله نقشی ندارد.
دلال ضامن انجام معامله یا اجرای آن نیست.
وقتی معامله انجام شد دلال استحقاق دریافت اجرت را پیدا می کند.
***نکته: دلال در صورتی در معامله مسئولیت می یابد که یا ضامن یکی از دو طرف در برابردیگری شود یا خود در معامله سهیم باشد.
حق العمل کاری (کمیسیون)
مقررات مربوط به حق العمل کاری از ماده ٣۵٧ تا ٣٧۶ در قانون تجارت وارد شده است.
تعریف حق العمل کار (کمیسیونر): طبق ماده ٣۵٧ قانون تجارت حق العمل کار کسی است که به اسم خود ولی بهحساب دیگری (آمر) معاملاتی کرده و در مقابل حق العملی دریافت می دارد.

مسئولیت حق االعمل کار:
چون حق العمل کار به نام خود معامله می کند لذا در برابر طرف معامله مسئول است.

حق العمل کار باید تابع دستورات آمر بوده و چنانکه او گفته است معامله را به انجام رساند.
حق العمل کار در معاملات باید مصلحت آمر را رعایت کند.
حق العمل کار وقتی مستحق کمیسیون می گردد که معامله اجرا شده باشد.
حق العمل کار نمی تواند شخصاً مالی را به عنوان فروشنده به آمر بدهد یا خود خریدار کالاهای آمر باشد مگر این که چنین اختیاری از سوی آمر داشته باشد یا مأمور خرید یا فروش کالایی باشد که دارای مظنه بورسی یا بازاری است.


عاملی
برخلاف دلال و حق العمل کار، عامل در مقررات ما تعریف نشده است.
تعریف عامل : کسی است که به نام و حساب دیگری معامله می کند.
در حقیقت عامل وکیل آمر بوده و تابع مقررات وکالت است.

تأسیساتی که برای انجام بعضی امور ایجاد می شوند
این عبارت قانونی در ماده ٢ قانون تجارت کلی و مبهم است.
قانوگذار مفهوم این عبارت را با ذکر سه مثال روشن نموده است.
1) تسهیل معاملات ملکی

2) پیدا کردن خدمه

3) تهیه و رساندن ملزومات

که هر سه عمل خدماتی می باشند.

--------

بند 4 ماده 2 : تاسیس و بکار انداختن هر قسم کارخانه، مشروط بر اینکه برای رفع حواحج شخصی نباشد.
کارخانه یعنی تاسیساتی که در آن مواد اولیه تغییر شکل یافته و بصورت کالای ساخته شده، آماده فروش میشود.

***نکته: شرط تجاری بودن کارخانه این است که برای رفع نیازمندیهای دایر کننده نباشد بلکه جهت سود یا منفعت باشد.

مانند کارخانه کوچکتری که برای رفع نیاز کارخانه بزرگتر درست میشود ( احداث کارخانه تولید مربا و مواد غذایی در کارخانه ایرانخودرو ) تجاری محسوب نمیشود.

--------

 

بند7 ماده 2 : هر قسم عملیات صرافی و بانکی

صرّافی به معنی تبدیل کردن است و صراف کسی است که مبلغی پولی را به واحد پولی دیگر تبدیل می کند.
خدماتی که صرافان ارائه می کنند فقط تبدیل واحد پولی به واحد پولی دیگر نبوده و خدماتی چون خرید و فروش چک های مسافرتی، صدور حوالجات، انتقال ارز و ... را نیز در بر می گیرد.
نکته : علت عدم رونق شغل صرافی
١- اغلب خدماتی را که صرافان ارائه می کنند اکنون بانک ها نیز ارائه می نمایند.
٢- تغییر مقررات ارزی

--------

بند8 ماده 2: معاملات براواتی اعم از اینکه بین تاجر یا غیر تاجر باشد

نوشته ای که به موجب آن شخصی به دیگری دستور میدهد در موعد معین یا قابل تعیین و یا به روئیت به شخص ثالث بپردازد. برات را مادر اسناد تجاری هم میگویند.

برات 3 نوع است:

1)   موعد دار

2)   به روئیت

3)   قابل تعیین 

برای صادر کردن برات بایستی 3 نفر وجود داشته باشند:

1)   برات کش یا صادر کننده برات

2)   برات گیر یا کسی که وجه برات را پرداخت مینماید

3)   شخص ثالث که همان دارنده برات یا برات دار است یعنی کسی که برات به اوپرداخت میشود

***نکته: معاملات در خصوص برات و افراد انجام دهنده آن تجاری است اما در خصوص چک و سفته (ماده 314 و رای وحدت رویه2783) چنین نمیباشد.

--------

بند9 ماده 2 : عملیات بیمه بحری و غیربحری
بیمه عقدی است که در آن یک طرف در ازای دریافت مبلغی تحت عنوان حق بیمه جبران تمام یا قسمتی از خسارت احتمالی طرف دیگر را در مدت معین تعهد می کند.
طبق لایحه قانونی ملی شدن موسسات بیمه و موسسات اعتباری مصوب ١٣۵٨ تمام موسسات بیمه کشور ملی شد و فعالیت نمایندگیهای بیمه خارجی در ایران ممنوع گردید.
در وضع فعلی موسسات بیمه به صورت شرکتهای دولتی بوده و اخیراً مجوز تأسیس شرکتهای بیمه خصوصی نیز صادر می شود که تماماً زیر نظر بیمه مرکزی فعال هستند.
--------

بند10 ماده 2 : عملیات مربوط به کشتی
١- کشتی سازی
٢- خرید و فروش و هرگونه معامله مربوط به کشتی
٣- کشتیرانی


کشتی سازی معمولاً در قالب بند ۴ ماده ٢ قانون تجارت می گنجد چون کشتی در یک کارخانه تولید کشتی و شناور ساخته می شود.
خرید یا تحصیل کشتی به قصد فروش یا اجاره نیز در بند یک ماده ٢ قانون تجارت قرار می گیرد. کشتیرانی هم مطابق بند ٢ ماده ٢ عمل تجارتی محسوب می شود.
مهمترین قانون داخلی حاکم بر حقوق دریایی قانون دریایی مصوب ١٣۴٣ و در سطح بین المللی کنوانسیون بروکسل یا لاهه است که ایران در سال ١٣۴۴ به آن پیوست.