خودکشی در ایلام
امیل دورکیم (Emile durkhiem) جامعه شناس سرشناس فرانسوی در سال 1897 کتابی در زمینه جامعه شناسی خودکشی تحت عنوان « خودکشی » نوشت در این کتاب برای اولین بار بر زمینه های اجتماعی که سبب می گردد تا انسان مبادرت به گرفتن جان خود می کند ، پرداخت. زمینه هایی اجتماعی که سبب می شود انسان تنها راه نجات را گرفتن جان خود تصور کند. وی رابطه فرد یا گروه اجتماعی و یا جامعه بزرگتر را مورد بررسی و تحلیل قرار داده و درجه « آمیزش فرد با محیط » را شاخصی برای خودکشی در نظر می گیرد بطوریکه میزان آمیزش فرد با جامعه چه در حد پایین و چه در حد بالا منجر به خودکشی می شود.
دور کیم ثابت نمود که :
1 ـ خودکشی در میان افراد بدون فرزند ، بیشتر از افرادی است که صاحب فرزند هستند.
2 ـ خودکشی در میان پیروان پروستتان بیش از کاتولیک ها است.
3 ـ خودکشی در میان زنان طلاق گرفته یا آنانی که شوهر خود را از دست داده اند و هیچ گاه دیگر ازدواج نکرده اند بیشتر از زنان متأهل است.
دور کیم به چهار نوع خودکشی می پردازد :
1 ـ خودکشی « خودمدارانه » یا Egoistic
Ego در زبان انگلیسی به معنی « منیت » است. در این نوع خودکشی، رابطه فرد با جامعه و محیط بسیار ضعیف و کمرنگ بوده و فرد در بافت جامعه حضور چشمگیری ندارد و منزوی گشته است.
بسیاری از خودکشی های جوامع غربی از این نوع خودکشی هستند.
2 ـ خودکشی « ایثار گرانه » Altruistic
این نوع خودکشی نقطه مقابل خودکشی « خودمدارانه » است. یعنی فرد وابستگی بسیار زیادی به جامعه داشته و خودکشی را نوعی «خدمت » برای پیشبرد اهداف کل جامعه تصور می کند.و این خودکشی را وظیفه خود می دانند. خودکشی زنان پس ساز فوت همسر ، خودکشی افراد قبیله پس از فوت رئیس قبیله ، خودکشی های مذهبی در ژاپن و غیره از این نوع خودکشی هاست.
3 ـ خودکشی « بی قانون » Anomic
این نوع خودکشی در شرایطی اجتماعی رخ می دهد که استانداردها ، ضوابط و ارزشهای اجتماعیفروریخته و عدم ثبات اجتماعی فراگیر می شود مانند اختلال در تقسیم کار اجتماعی ، رکود اقتصادی و غیره ، شکست بازار بورس در سال1930 در آمریکا چنین خودکشی هایی را فراهم آورد.
4 ـ خودکشی« تقدیر و جبرگرایانه »
این نوع خودکشی در شرایطی رخ می دهد که فشار ضوابط ، قوانینی و ارزشهای اجتماعی آنچنان سنگینی می کند که فرد خود را اسیر آنها تصور کرده و راه نجاتی جز خودکشی پیدا نمی کند.که این نوع خودکشی موضوع بحث ما را تشکیل می دهد.
در خلال سالهای 1993 ـ 1989 میزان خودکشی در کشور دوبرابر شده و آهنگی سریعتر از رشد جمعیت داشت حال آنکه در سالهای 1991 ـ 1989 خودکشی در استان ایلام 16 برابر گردیده. در بررسی های بعدی ثابت شد که حدود 60 تا 80 درصد از خودکشی های استان ایلام مربوط به زنان جوان سنین 18 تا 24 سال بود که برعکس استانهای گیلان و زنجان بود. از دلایل این خودکشی ها می توان به خشونت وارده برخورد ، نابرابری اجتماعی و اقتصادی ، آداب و رسوم واپسگرایانه ، فشارهای ساختاری اشاره نمود.
خانم نسرین محمدی از جامعه شناسان استان کردستان شرایط رنجبار ، نداشتن حق انتخاب و ازدواجهای ناخواسته و جبری که نظام پدرشاهی باعث می شود را از عوامل خودکشی در بین زنان ایلامی می داند.
به گفته محسن جان قربانی استاد دانشکاه اصفهان که تحقیقی در راستای خودسوزی زنان در ایلام نگارش نمود ، شاید زنان عمیقاً قصد خودکشی نداشته بلکه به این قصد که نشان دهند ظلمی به آنها شده ، مبادرت به خودکشی می کنند تا حسن ترحم اطرافیان را بدست آورند.
در این استان مجموعه ای از « ترین » ها را از جمله محروم ترین ، کم جمعیت ترین ، بالا ترین رکورد خودکشی ، شفیع ترین مشکل خودکشی و غیره را به خود اختصاص داده است. جاماندگی از توسعه ، مشکلات روحی و روانی بجامانده از سالهای جمگ تحمیلی ، نداشتن مدیرانی دلسوز ، بی سوادی ، بیکاری ، فقر ، وجود سنت های دست و پاگیر ، چند گانگی فرهنگی ، اقتصاد ضعیف و وابسته ، بی توجهی دولت ، حاکمیت عرف و سنت و ... همگی از عوامل بوجود آورنده خودکشی در ایلام است.
با توجه به آمار خودکشی سالانه در این استان 430 نفر می باشد که تا حدود زیادی بیکاری 26 درصدی ، افسردگی و نیز فقر شدید که آثار آن 50 درصد زیر خط فقر گزارش شده از دلایل آن می باشد.
بیشترین ابزار خودکشی در مردان ابزارهایی چون شلیک گلوله و استفاده از طناب دار است و در زنان خودسوزی است. موفقیت خودکشی در بین مردان بیشتر از زنان گزارش شده است که در زنان این عمل بیشتر مواقع برای جلب توجه صورت می گیرد.
با سلام. افراسیاب درگاهی هستم کارشناس ارشد جامعه شناسی، کارمند قوه قضائیه، اهل هلیلان استان ایلام و ساکن کرج. این وبلاگ بیشتر به مطالب کلاسی می پردازد.